X
تبلیغات
رایتل

انجمن شاهنامه خوانی پیوندِ مهر

نامۀ باستان ویرایش دکتر کزازی

آوردن رستم کیقباد را از کوه(694-702)

چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1391 02:37 ب.ظ نویسنده: پروانه اسماعیل زاده چاپ

 

 

عکس از شاهین بهره مند  


داستان را از اینجا  با صدای مهدی فرزه بشنوید

آوردن رستم کیقباد را از کوه 

۶۹۴به رستم چنین گفت فرخنده زال، که:« بر گیر گوپال و بفراز یال.
۶۹۵برو  تازنان تا به البرز کوه؛ گزین کن یکی لشکری همگروه.
اَبَر کیقَباد، آفرین کن یکی؛ بکن، پیشِ او در، درنگ اندکی.
به دو هفته باید که آیی تو باز؛ همی تازی، اندر نشیب و فراز.
بگویی که:" لشکر تو را خواستند؛ همانِ تختِ شاهی بیاراستند."»
کمر بر میان بست رستم؛ چو باد، بیامد گُرازان برِ کیقباد.
۷۰۰به نزدیکِ زال آوریدش، به شب؛ به آمد شدن، هیچ نگشاد لب.
نشستند یک هفته با رایزن؛ شدند، اندر آن، موبدان انجمن
به هشتم بیاراستند تختِ عاج؛

بیاویختند، از برِ عاج، تاج.

 

 

 

 694:افراختن یال: برنشستن و به کار آغازیدن 

695- تازنان: تازان 

698- همان: همچنان - افزون بر آن 

699- کمر بر میان بستن:آماده انجام کار شدن 

700-نگشودن لب: شتاب بسیار در کار 

701-رایزن: مشاور 

702-:آویختن تاج: پادشاهی یافتن 

 قباد: این که چه نسبتی با زو طهماسب و یا منوچهر دارد روشن نیست و در متن های گوناگون نسبت ها یکسان نیست.

دکتر کزازی در نامه باستان آورده اند در برخی نسخه های شاهنامه پس از بیت 698 هشتاد بیت  

افزوده شده است که در آنها سخن از دیدار رستم و کیقباد رفته است و گفتگوی این دو با یکدیگر و به بزم نشستن و در پی آ ن نبرد رستم با قلون سروده شده است.

 

 

نظرات (4)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :

وچه عقب افتاده ام ....
امتیاز: 0 0
محسن
خب انگار هر دو یک حرف را می زدیم. من هم همین را می گویم. امروزه مگر فقط به وسیله هواپیما بشود از سیستان تا البرز (یکی از شهرهای اطراف و فردوگاه دار البرز) رفت. وگرنه از هیچ اتومبیلی هم ساخته نیست این کار. اگر شمال هندوستان باشد و هندوستان آن زمان که پاکستان را هم شامل می شد خب به نظر علمی تر می آید. ینی فیزیکی تر. ولی اگر این گونه نزدیک بود که زال دو هفته مهلت نمی داد. می گفت برو تا ظهر برگرد و آن وقت رستم در عرض ده دقیقه میرفت و بر میگشت.
امتیاز: 0 0
محسن
من نمی فهمم. کدام کار بزرگ خرد نشان داده شده؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زال و رستم در زاولستان بودند و کیقباد در البرز کوه ، حالا رستم از زابلستان تا البرز کوه که معلوم نیست کجای این رشته کوه بود یک شبانه روز می توانست برود و برگردد. البته در برخی جای های شاهنامه گویا البرز کوه شمال هندوستان بوده است!
در هر صورت آیا به نظر شما اغراق نیست!

می بینید اینجا از آن جاهایی است که پهلوانان به آسانی می توانستند شاه بشوند ولی این کار را نمی کنند و به دنبال یکی می گردندکه بشناسند و بدانند کیست در همین داستان پسین می بینیم با یک حمله رستم چه به سر افراسیاب می آید.
امیدوارم امروز تا فردا داستان بعدی را پست کنم تا هر چه زودتر افراسیاب را از ایران بیرون کنیم این روزهای نو حیف است افراسیاب در ایران جا خوش کرده باشد
اگر زال فرازمینی نباشد رستم حتمن موجودی فرازمینی است. یا شاید زال او را نمی شناخت. آن روزی که به او گفت برو و در دو هفته کیقباد را بیاور. ولی رستم این کار را در یک شبانه روز کرد.
کیقباد را هم بر رخش نشاند؟ چون اسب کیقباد که نمی تواند پا به پای رخش بتازد.
مگر این که اشاره ی میرجلال را به ابیاتی بیشتر بپذیریم ولی ........ این صبح برفت و شب بیامد؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این باید از آن اغراق های باشد که یک کار بزرگ را خرد نشان داده است که ویژگی حماسه است.